دوشنبه سوم تیر 1387
راپورتهای هفتگی:
|
فوت بال در ممالك هفتگانه |
|
حالا كه داريم واژه ها را بر سطور اين كاغذ مباركمان مشق مي كنيم، روح و جسم مباركمان مملو از يك حس غريبي است كه شك نداريم شما كه رعاياي ماييد، در سوي موافق آن قرار داريد. فلذا، كار به اين نداريم كه اشتياق مبارك ما تحت تأثير يك پروگرام وارداتي از فرنگستان است يا در ولايات مملكت خودمان ريشه دارد. منظورمان از پروگرام مذكور، همين «فوت بال» است كه اين ايام، تن و جان هر بني بشري را به خود مشغول داشته، بي داد مي كند. مبدأ كلام، دخول باشتگاه پيام(راپورت خودمان) به مجموعه برتر فوت بال بود كه ما كه اصالتاً تعصب عميق به ولايت و زادگاه و همقطاريهايمان داريم را به غايت مشعوف كرده، عشق و هيجان غايي در مداخل وجودمان تزريق كرده. ليكن سنه آتي را در هيجان مضاعف از اين باشتگاه و باشتگاه ابومسلم خواهيم شد. ديگر اين كه همين آن كه واژگان مبارك بر صفحات ابيض جاري مي سازيم، شال و كلاه كرده ايم و به اتفاق چيزي از ملازمان مهياي حضور به اوستاديوم كبيره آزادي هستيم(ليكن در لباس مبدل) و قصد داريم در ميان شما و جماعت ورزشي، به ديدار آخرين مسابقه ميان دو باشتگاه استقلال از دارالخلافه و باشتگاه پگاه از ولايت گيلان برويم. نه آنكه خداي ناكرده در رديف طرفداران كسي از ميان دو باشتگاه مذكور باشيم. خير! كه ما در بسته در رديف طرفداران باشتگاه ابومسلم، باشتگاه راپورت خراسان و باشتگاه يوونتوس و تيم ملت ايتالياييم، والسلام ! وليكن قصد داريم به مكان مذكور رفته، داد و فرياد كرده هيجان درون تخليه نماييم. راپورت ديگر آنكه ميرزا علي آقا دايي، فرمانده فوتبال مملكت در مملكت سوريه، گروه ملي فوت بال را پيروز كرده، جمله رعايا را كه از تيم ايشان انتقاد داشته، نااميد كرده به مملكت مراجعت نموده اند، همچنان شيك مي پوشند و مي آيند و مي روند و جوابهاي سربالا رديف مي كنند و كسي هم از كميته انضباطي فوت بال مملكت استعفا داده كه هيچ ربطي به هيچ شخصي ندارد. فكمثله! در ولايت فرنگستان، فوت بال در اوج خود به سر برده، همه ممالك غربيه تيم داده، در حال رقابت بوده، وليكن هيچ معلوم نيست كدام از ايشان بر كدام مغلوب و غالب شود. لهذا، تمام امور ممالك مختلفه در حاشيه مباحث فوق بوده هيچيك اهميت نداده كه كدام بسته از كدام مملكت به كدام مملكت پيشنهاد شود. ميرزا كريستيان خان رونالدو و خواجه ميشائيل خان بالاك و قربانعلي خان دايي فعلاً در رأس راپورتهاي خفيه و رويه اند و ما كه مخبرالسلطنه قطب الدنيا و الآخره هستيم، رفته ايم كه يك تلفيزيون 400 اينچ قسطي ابتياع كرده ايم، چند كيسه تخمه آفتابگردان خريده ايم و با عهد و عيال شرط مي بنديم و بر سر برد و باخت تيمها قمار مي كنيم. في الحال كه اين مختصر راپورت به زيور طبع آراسته مي گردد، علمه و اكره خبر آورده اند كه باشتگاه استقلال يك فقره كوزه زرين موسوم به «كاپ» ابتياع كرده، در كنار ديگر كاپها، در معرض تماشاي عموم گذاشته است. ما كه در ورزشگاه بوديم و سر مباركمان كه به داد و فرياد كردن و خارج كردن اصوات قبيحه از خود گرم بود، نفهميديم چي شد! |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 18:9 |
|
لینک به این مطلب