پنجشنبه ششم تیر 1387
راپورتهای هفتگی:
|
كرور كرور فرشته بالدار در آسمان طهران |
|
يا للعجب! به حق چيزهاي نديده و نشنيده! راپورت به اين داغي شنيده ايد كه گوش مباركتان را از فرط گرما بسوزاند؟ در شهر پيچيده، زوجه اي از جماعت كارمند كه هيچ مال و منال نداشته، چندي است موعد اجاره مسكن ايشان سر آمده، ما بعد تكلم تيليفوني با صاحب مسكن از فرط بيچارگي و نداري از بابت اجارة الملك همان دم زانوي غم بغل كرده زير گريه مي زنند. از قضا ذريه ايشان كه علي كوچولو نام داشته و تا بدان تايم اشك مادر و پدر نديده، دست به دعا برداشته و از صاحب آسمان طلب ياري كرده. نشنيده ايم درطرفة العيني يك فرشته بالدار از جماعت رجال ]كه بابت عدم روسري و غير مشمول مميزي نگردد [از آسمان بر ايشان نزول اجلال فرموده و تقاضاي اوامر كرده، ليكن علي كوچولو فرمان قتل صاحب الملك داده فلذا فرشته بالدار مذكور فرموده: همانا تو كوچولوي خوبي هستي اين فرمان جنايت از شما بعيد مي نمايد. به جاي آن بيا اين نقدينگي از من بگير و به پاپا و ماما ده تا از پس اجارة الملك برآيند. بر سر زبانهاي اهالي مملكت افتاده فرشته مذكور در منتها عليه جيب مبارك مقدار معتنابه و غير قابل شمارش داشته كه منقول است در آسمان هفتم و در چاپخانه پدري به چاپ رسانده، و ليكن تمامي نقدينگي مذكور مابين دوست و آشناي علي كوچولو قسمت كرده. شايع شده جملگي اولياء در طهران و بلاد همسايه اولاد خود را وادار كرده بر آسمان نگاه كنند و طلب ياري نمايند. بعضاً هر ليل در برابر فرزندان از ريز و درشت اشك تمساح مي ريزند. راپورت رسيده كرور كرور فرشته بالدار از آسمان بر زمين نزول اجلال مي فرمايند و نقدينگي بسيار به بلاد مختلفه آورده در جيب طبقه مستضعف واريز مي دارند. يا للعجب كه فرشتگان مذكور بر منازل ملاكان و جماعت بنگاهي حاضر نمي شود و ليكن راپورت رسيده ايشان مخبر و راپورتچي و جاسوس استخدام كرده در لباس مبدل به خانه اهل نياز روانه كرده اخبار موثق از ميزان وصول نقدينگي بر ايشان مي آورند و ايشان در طرفة العيني بهاي املاك بر اساس اسكنه و متناسب با مال و رعايا افزون مي سازند. امين السلطان، پسر ارشد ما نقل مي كند كه بهاي نيم متر مسكن در فلان محله دارالخلافه هفتاد برابر فزوني يافته و به سانتي 67 ميليون قران رسيده و ملاك و بنگاهي قيمت بر ميليمتر از اسكنه و اراضي مي گذارند و في المثل بهاي معمول يك ميليمتر مسكن در محلات فقيرنشين به 40 قران رسيده. ساعتي پيش خبر آمد مبارزه ملاكان مملكت با فرشتگان بالدار آسماني به غايت بالا گرفته ايشان بر قيمت مي افزايند و فرشتگان مذكور اسكناس سبز و زرد و قرمز چاپ مي كنند. ليكن شنيده ها و راپورتهاي خفيه خبر از آن مي دهد كه كشمكش فوق در وقت اضافه ثانويه به نفع ملاك و بنگاهي تمام شده ايشان به جهت اندازه گيري متراژ اراضي و مساكن كوليس از چين وارد كرده اپسيلون به اپسيلون ملك معامله مي كنند. ليكن فرشتگان بالدار كم آورده آنچه تا كنون از اسكناس به چاپ رسانده رها كرده به آسمان هفتم مراجعت نموده علي كوچولو و ما بقي رفقا را در زمين ول كرده اند. ثانيه اي پيش راپورت آمده اسكناس و نقدينگي چنان فزوني يافته و زيادت گرديده كه سطح شهر را پر كرده و دست و پا گير شده رفت و آمد در شهر طهران و بلاد مختلفه مختل كرده. سازمان فخيمه ترافيك اعلام كرده ما بعد دو دهه علت اصلي ترافيك شهر طهران ريخت و پاش اسكناس در معابر خصوصي و عمومي شهر شناسايي شده ليكن محمد باقرخان در جمع راپورتچي و خبرگوي شهري حاضر شده و اظهار داشته كه بلديه طهران در طرفة العيني با طرح مكانيزيسزاسيون جمع آوري اسكناس از سطح معابر رفت و آمد و پاكيزگي را به شهر برمي گرداند. يا للعجب! |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 14:39 |
|
لینک به این مطلب
دوشنبه سوم تیر 1387
راپورتهای هفتگی:
|
فوت بال در ممالك هفتگانه |
|
حالا كه داريم واژه ها را بر سطور اين كاغذ مباركمان مشق مي كنيم، روح و جسم مباركمان مملو از يك حس غريبي است كه شك نداريم شما كه رعاياي ماييد، در سوي موافق آن قرار داريد. فلذا، كار به اين نداريم كه اشتياق مبارك ما تحت تأثير يك پروگرام وارداتي از فرنگستان است يا در ولايات مملكت خودمان ريشه دارد. منظورمان از پروگرام مذكور، همين «فوت بال» است كه اين ايام، تن و جان هر بني بشري را به خود مشغول داشته، بي داد مي كند. مبدأ كلام، دخول باشتگاه پيام(راپورت خودمان) به مجموعه برتر فوت بال بود كه ما كه اصالتاً تعصب عميق به ولايت و زادگاه و همقطاريهايمان داريم را به غايت مشعوف كرده، عشق و هيجان غايي در مداخل وجودمان تزريق كرده. ليكن سنه آتي را در هيجان مضاعف از اين باشتگاه و باشتگاه ابومسلم خواهيم شد. ديگر اين كه همين آن كه واژگان مبارك بر صفحات ابيض جاري مي سازيم، شال و كلاه كرده ايم و به اتفاق چيزي از ملازمان مهياي حضور به اوستاديوم كبيره آزادي هستيم(ليكن در لباس مبدل) و قصد داريم در ميان شما و جماعت ورزشي، به ديدار آخرين مسابقه ميان دو باشتگاه استقلال از دارالخلافه و باشتگاه پگاه از ولايت گيلان برويم. نه آنكه خداي ناكرده در رديف طرفداران كسي از ميان دو باشتگاه مذكور باشيم. خير! كه ما در بسته در رديف طرفداران باشتگاه ابومسلم، باشتگاه راپورت خراسان و باشتگاه يوونتوس و تيم ملت ايتالياييم، والسلام ! وليكن قصد داريم به مكان مذكور رفته، داد و فرياد كرده هيجان درون تخليه نماييم. راپورت ديگر آنكه ميرزا علي آقا دايي، فرمانده فوتبال مملكت در مملكت سوريه، گروه ملي فوت بال را پيروز كرده، جمله رعايا را كه از تيم ايشان انتقاد داشته، نااميد كرده به مملكت مراجعت نموده اند، همچنان شيك مي پوشند و مي آيند و مي روند و جوابهاي سربالا رديف مي كنند و كسي هم از كميته انضباطي فوت بال مملكت استعفا داده كه هيچ ربطي به هيچ شخصي ندارد. فكمثله! در ولايت فرنگستان، فوت بال در اوج خود به سر برده، همه ممالك غربيه تيم داده، در حال رقابت بوده، وليكن هيچ معلوم نيست كدام از ايشان بر كدام مغلوب و غالب شود. لهذا، تمام امور ممالك مختلفه در حاشيه مباحث فوق بوده هيچيك اهميت نداده كه كدام بسته از كدام مملكت به كدام مملكت پيشنهاد شود. ميرزا كريستيان خان رونالدو و خواجه ميشائيل خان بالاك و قربانعلي خان دايي فعلاً در رأس راپورتهاي خفيه و رويه اند و ما كه مخبرالسلطنه قطب الدنيا و الآخره هستيم، رفته ايم كه يك تلفيزيون 400 اينچ قسطي ابتياع كرده ايم، چند كيسه تخمه آفتابگردان خريده ايم و با عهد و عيال شرط مي بنديم و بر سر برد و باخت تيمها قمار مي كنيم. في الحال كه اين مختصر راپورت به زيور طبع آراسته مي گردد، علمه و اكره خبر آورده اند كه باشتگاه استقلال يك فقره كوزه زرين موسوم به «كاپ» ابتياع كرده، در كنار ديگر كاپها، در معرض تماشاي عموم گذاشته است. ما كه در ورزشگاه بوديم و سر مباركمان كه به داد و فرياد كردن و خارج كردن اصوات قبيحه از خود گرم بود، نفهميديم چي شد! |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 18:9 |
|
لینک به این مطلب