پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386
راپورتهای هفتگی:
|
حقه بازي مي كنند |
|
هي مي خواهيم گله و شكايت كنيم از مليله خاتون- بانوي معززه اندروني - كه في المثل فعل مردود و يك قسم افعال نقيصه و معيوب ايشان سر زده، خاطر مباركمان را مكدر ساخته. چندي است اذناب و اولاد جماعت مترقي از ممالك اروپا و آمريكا و انگليسز، دم از فمنيسم و حقوق مساوي و احقاق حق جماعت نسوان برآورده، مكتب متجدده نسوانيم را در مملكت به راه انداخته، اسباب دردسر و بيچارگي رجال مملكت را فراهم ساخته. هر وقت بر ايشان- مقصودمان مليله خاتون است- خرده گرفتيم منيژه بيگم و مژگان خاتون و مهسا الزمان و سارا الملوك و جمله جماعت نسوان اقوام دور و نزديك را مثل آورد كه في المثل فلاني ماهيانه چند ميليون قران خرج ميك آپ و سلماني مي دهد، شوهر فلاني آستين يدين بالا زده اليوم سه نوبت ظروف مطبخانه را شسته، آن يكي از مملكت فرنگ فلان بهمان سوغات آورده و... الخ. خلاصه آنكه دهان مباركمان را في الفور مي بندد. چندي بود، هر چه تحقيق و تفحص مي كرديم در امور اقوام و آشنايان كه كسي از جماعت نسوان و به قول خاتون اندروني از جماعت بانوان را در موضع ضعف ببينيم و فرمانبردار بيابيم و براي مليله خاتون مثل بياوريم ميسر نمي شد كه اوضاع جملگي رجال اطراف و اكناف بسي وخيم بوده، از دست هيچكار براي ايشان بر نمي آمد جز دعاي خير! علي ايحال چندي پيش در آدينه شب ماضي يك قسم سريالي ديديم كه در مملكت چين يا جاپن پروداكت شده يك بازيگري داشت به نام يانگوم. ايشان از جمله نسوان ممتاز بوده و به غايت مؤدب و فرمانبردار و مظلوم و معصوم كه كليه اطرافيان و دوستان و رؤسا بر وي و طبابتش خرده گرفته، ليكن ايشان دم برنياورده همچنان اطاعت ورزيده تا كمر خم شده تعظيم و تكريم كرده و اوضاع به همين منوال گذرانده. با خود انديشيديم خوب حالا كه ايشان را از ممالك دور و در چين و ماچين - در سرزمين كره جنوبي نام از سرحدات جاپن- يافته ايم به عوض استناد بر فيلم و پروداكت، وي را به مملكتمان آورده در معرض عبرت جملگي اقوام آشنايان قرار داده، بفرماييم از چنين جماعت نسوان فرمانبردار است كه جاپن به اين حد مترقي شده، سوني و پاناسونيك و ياماها و ميتسوبيشي و الخ دارد كه كل الارض قادر به شمارش آن نيست. ليكن امر فرموديم جمعي از خدم و حشم اندروني راهي مملكت چين و ماچين شده، ايشان را كت بسته به محضر ما آوردند. چنين شد و از پس 7 روز و 7 شب متوالي خدم و حشم به محضر ما آمده، با صورت و دك و دنده درب و داغان و خونين و مالين و معروض داشتند كه يانگوم در سرسرا به انتظار ماست. رخت و قبا بر تن كرده به پيشواز رفتيم، ليكن به محض ورود به سرسرا زني ديديم با حجاب نامناسب كه بلانسبت آدامس مي جود و به مثابه زنان فرنگي عينك سياه و تنبان لي بر پاي دارد. در پشت سر ايشان دو رجل هيكلمند ايستاده ديديم هر كدام به قاعده دو هيبت آرنولد شواتزنگر هر يك ملبس به البسه سياه و عينك دودي با تفنگ و چاقو. پرسيديم خانم يانگوم اين چه سر و وضعي است؟! نكند شما را اشتباه آورده اند. ايشان فرمودند: مخبرالسلطنه تويي؟! فرموديم: بله! گفتند: با من چيكار داري مردني؟! فرموديم: مي خواستيم شما را به مملكتمان بياوريم و به جماعت نسوان نشان داده، بلكه وجنات و كمالات شما در فرمانبرداري و مظلوميت سر مشق انجام امور ايشان در زندگي باشد. گفتند: خب بگوييد بيايند ما را ببينند كار داريم بايد زود برويم توكيو! به دست و پاي ايشان افتاديم و فرموديم: يانگوم خانوم، جان آن آقاي افسري كه عاشق شماست قسم تان مي دهيم دست اين دو تا غول تشنگ را بگيريد و تا چشم بانوان اندروني به شما نيفتاده و باعث بدآموزي ايشان نشده است، از اينجا برويد كه ما شخصاً متنبه شده ايم و پي برده ايم كه يك چهارم مليله خاتون خودمان با آن همه وقار و كمال و جلال مي ارزد به صد تا يانگوم و فكمثله! همان دم ياد ننه بزرگ گراميمان افتاديم كه دو دهه پيش به منزل ما آمده و در مقابل تلويزيون قرار گرفته به محض آمدن گوينده اخبار بر صفحه تلويزيون كه از رجال بوده چارقد و چادر بر سر كرده فرياد برآوردند: مخبرالسلطنه! مخبرالسلطنه! مادر مرده اين مرتيكه نامحرم كيست كه بي اذن و اجازه ما پا در اتاق نهاده و يك دم وراجي مي كند؟! و ايشان هر وقت ديده مباركشان به صفحه تلويزيون افتاده، از آن دوري ورزيده مي فرمودند: حقه بازي است، حقه بازي مي كنند... واقعاً اين قسم برنامه و پروگرام به ويژه از نوع خارجي حقه بازي و دروغ بوده، وگرنه اين يانگوم كجا و آن يكي كجا؟!!! |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 23:59 |
|
لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مهدی نصیری برگزیده انجمن منتقدین تئاتر در گرایش ترجمه:
|
مهدی نصیری در جمع برگزيدگان منتقدان و نويسندگان «خانه تئاتر» : |
|
عضو هيأت مديره انجمن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر گفت: زماني كه تنها اسمي از تئاتر مانده معنا و مفهومي از اين هنر وجود ندارد، چيزي از تئاتر باقي نمي ماند.  در اين مراسم با پخش تصاويري از تئاتر «بلبل سرگشته» به كارگرداني صدرالدين حجازي از فهميه راستكار بازيگر اين نمايش تقدير شد. فهميه راستكار هنگام دريافت تقدير نامه خود از محمد علي كشاورز گفت: در جوانان هنرمند استعدادهايي مي بينم كه مي خواهم بازنشستگي خود را از كار هنري اعلام كنم. وي ادامه داد: ما ديگر خسته و پير شده ايم و بايد جايمان را به جوانان بدهيم. وي از جوانان كشور خواست تئاتر را كه با جامعه ارتباطي تنگاتنگ دارد ترك نكنند. كوروش نريماني كارگردان برگزيده سال گذشته درادامه اين مراسم جوايز كارگردانهاي برگزيده زير 40 سال را به نادر برهاني مرند به خاطر نمايش «مرگ فروشنده» و جايزه كارگردان برگزيده بالاي 40 سال را به هومن برق نورد به نمايندگي از عليرضا كوشك جلالي، كارگردان نمايش «موسيو ابراهيم و گلهاي قرآن» اهدا كرد. سپس هومن برق نورد به نمايندگي از عليرضا كوشك جلالي پيام اين كارگردان ايراني مقيم آلمان را قرائت كرد. دراين مراسم گروه تئاتر «معاصر» به عنوان گروه برگزيده سال توسط ايرج راد مورد تقدير قرار گرفتند. با پخش تصاويري از نمايش «مرگ يزدگرد» به كارگرداني گلاب آدينه از پانته آ بهرام بازيگر اين نمايش تقدير شد. . در ادامه مراسم بيانيه هيأت داوران انجمن منتقدان و نويسندگان توسط حسين قندي قرائت شد و برگزيدگان بدين شرح معرفي شدند: در بخش عكس: شكوفه هاشميان، در بخش ترجمه: مهدي نصيري و آي سان نوروزي، در بخش مقاله: ايثار ابومحبوب، در بخش يادداشت: صادق خاموشي ، در بخش نقد: امين عظيمي، در بخش گزارش: علي جمشيدي، در بخش گفتگو: فروغ سجادي پخش كليپي از رضا صادقي و اجراي قطعات موسيقي از ديگر برنامه هاي اين مراسم بود، كه عصر پنجشنبه گذشته در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد. |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 0:0 |
|
لینک به این مطلب
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
راپورتهاي هفتگي ؛
|
توليد كباب بالقوه |
|
جل الخالق كه اين آدم ابوالبشر رحمةا... عليه جميعاً كثيراً يك قسم اعمالي به انجام مي رساند به غايت عجيبه و غريبه. ما كه خود در جريان كلهم اجمعين امور جديده و مترقيه ممالك مختلفه هستيم برخي فقرات آن را، انگشت به دهان مبارك، تنها نظاره گريم. راپورت آمده كه در ولايت شيراز جمعي دانشمند و طبيب حاذق گرد هم آمده و من باب آزمون چهارپايي مشابهت سازي نموده بي آن كه زبانم لال پدر و مادري به گونه معمول در امور مذكور مداخلت داشته باشند. الا اي حال چهار پاي مذكور مدت مديدي است تولد يافته. رويانا نام گرفته كه اسماء مترقيه و متعدده بوده. چندي است راه افتاده بي اختيار قدم برمي دارد و به پاي مبارك خويش در طويله دارالحكميه شيراز نزول اجلال مي يابد.  علي الظاهر اين «كباب بالقوه» بهايي گزاف داشته از اين بابت چهارپايي خوشبخت بوده هيچ گاه به جهت بالفعل شدن در ديگ و قابلمه مطبخ خانه ذبح نخواهد شد و ان شاءا... تا آخر عمر در رفاه و آرامش زندگي خواهد كرد و شاهد رشد فرزندان و نوه و نبيره خواهد بود. ليكن تا كنون سابقه نداشته اين قسم چهار پا تا آخرالعمر زنده بوده به مرگ طبيعي دار دنيا را وداع گويد. از آن بابت كه آدم ابوالبشر همواره در فكر كباب و آ بگوشت بوده در سنين مختلف حيوان بي زبان را حلال كرده تناول فرموده است. ايا الحال رويانا چنان كه وضعيت به همين منوال ادامه يابد سالها زنده خواهد بود و زندگي خواهد نمود. الا آن كه وضعيت اطبا در چند ماهه آتي به غايت نامطلوب آيد، گراني و تورم و عدالت محوري ايشان را به وضعيت ساير اقشار در آورد بر تناول گوشت بدن چهار پاي مذكور راغب و حريص گرداند. يحتمل در چنين حالت واحدي از ايشان كارد جراحي، زبانم لال، قلم بي جوهر تيغ جراحي بر گردن رويانا گذارد، مثلاً به قصد ابتياع شش ليك يا دست كم پنج ليك! ديگر آن كه بهاي اجناس و مايحتاج خلق ا... در اين ايام كما في السابق در حد مفت بوده جلمه رعايا و نوكرها در حالت عشق و حال بوده روزي چهار عدد مجموعة التلويزيوني به تماشا مي نشينند كه جملگي مفهومي و معناگرا بوده و آخر الامر جمله تماشاگران را متحول خواهد گردانيد. جماعت از رجال و نسوان دم در صوت و التصوير مجموع آمده مقصود تشكر و تقدير از رياست محترم سازمان مذكور داشته. ليكن ايشان بر آستان در مشرف نگرديده. |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 15:56 |
|
لینک به این مطلب